روش های مشترک موجود بین آن دو موقعیت
اهمیت آموزش اصول و قواعد را نه ثرندایک و همکاران او بلکه بسیاری از متخصصان دیگر یادگیری از جمله گانیه و برونر[۱] مورد تاکید قرار داده اند. گانیه معتقد است که ایجاد توانایی حل مسئله مستلزم یادگیری اصول تشکیل دهنده مسئله است. برونر نیز به اهمیت آموزش اصول برای انتقال یادگیری تاکید فراوان داشته است. علاوه بر اصول مشترک بین دو موقعیت یادگیری، روش های مشترک بین آن ها نیز انتقال یادگیری را امکان پذیر می کند.
به اعتقاد ثرندایک شباهت روش ها در موقعیت های مختلف سبب می شود که علاوه بر قواعد و اصول، نگرش ها و شیوه های عملی آموخته شده ی قبلی نیز انتقال یابند. برای مثال پس از آن که یادگیرنده روش عملی را در یک موقعیت یاد گرفت می تواند آن را در سایر موقعیت هایی که نیاز به استفاده از روش عملی دارند مورد استفاده قرار دهند.
مولفه های فراشناخت
شناخت شامل برنامه ریزی، هدایت، نظارت و اصلاح فرایندها و فعالیت های شناختی است. ساده ترین معنای فراشناخت، شناخت شناخت یا شناخت درباره شناخت است. مقایسه شناخت با فراشناخت درک بهتری از آن را فراهم می آورد. شناخت به معنای عام آن یعنی دانستن و شامل فرایندهای ذهنی مانند حل مسئله، خلاقیت[۲] ، درک مطلب، استنباط، ربط دهی و استدلال می گردد. در حالی که فراشناخت، دانش نسبت به تمام فرایندهای شناختی است. دانش فراشناختی همراه تجربه های فراشناختی، هدایت، مهارت نظارت و اصلاح فرایند و فعالیت های شناختی را ایفا می کند.
بنا بر نظریه فلاول(۱۹۷۹) و فلاول و میلر(۱۹۹۳)، فراشناخت بر دانش فرد درباره فرایندهای شناختی خود، فرایند عمل، سازماندهی[۳] و هماهنگی[۴] مجموعه ای از جریان ها و نیز هرگونه دانش یا کنش شناختی که موضوع آن شناخت یا تنظیم شناخت باشد اطلاق می گردد. به عقیده کراس و پاریس[۵] (۱۹۸۸) فراشناخت بر آگاهی و مهار یادگیرندگان بر فعالیت های فکری و یادگیری شان اطلاق می گردد.
[۱] Brunner
[۲] creativity
[۳] organization
[۴] consonance
[۵] Paris
لینک بالا اشتباه است
:: بازدید از این مطلب : 407
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0